تبلیغات
موسسه قرآنی بقیه الله خلیل شهر

موسسه قرآنی بقیه الله خلیل شهر
در بعضی از آیات قرآن كریم سخن از دشمنی بعضی زنان و فرزندان به میان آمده است. در مقاله حاضر، نویسنده كوشیده است ضمن بررسی این موضوع راهكارهای برخورد با چنین افرادی را نیز مورد بررسی قرار دهد.
«یا ایها الذین آمنوا قوا انفسكم و اهلیكم ناراً وقودها الناس و الحجاره علیها ملائكه غلاظ شداد لایعصون الله ما امرهم و یفعلون مایومرون» (تحریم 6)
ای كسانی كه ایمان آورده اید خود و خانواده خویش را از آتشی كه هیزم آن انسان ها و سنگ هاست حفظ كنید؛ آتشی كه فرشتگان خشن و سختگیر بر آن گمارده شده كه هرگز فرمان خدا را مخالفت نمی كنند و آنچه فرمان داده شده اند را اجرا می نمایند.
و شاركهم فی الاموال و الاولاد... ان عبادی لیس لك علیهم سلطان و كفی بربك وكیلا... (اسراء 64 و 65)
(ای شیطان برای گمراه كردن فرزندان آدم) و در اموال و فرزندان آنها شركت كن... (اما بدان) كه نسبت به آنان كه بندگی مرا پیشه خود كرده اند سلطه ای نداری و همین قدر كافی است كه پروردگارت حافظ آنها باشد.
«و اعلموا أن اموالكم و اولادكم فتنه و أن الله عنده اجر عظیم» (انفال 28)
و بدانید اموال و اولاد شما وسیله آزمایش است و خداوند نزدش پاداش عظیمی است.
«و ما اموالكم و لا اولادكم بالتی تقربكم عندنا زلفی الا من آمن و عمل صالحاً فاولئك لهم جزاء الضعف بما عملوا و هم فی الغرفات آمنون» (سباء 37)
اموال و اولاد هرگز شما را نزد ما مقرب نمی سازد جز كسانی كه ایمان بیاورند و عمل صالحی انجام دهند كه برای آنان پاداش مضاعف در برابر كارهایی است كه انجام دادند و آنها در غرفه های (بهشتی) در امنیت خواهند بود.
یا ایها الذین آمنوا لاتلهكم اموالكم و لااولادكم عن ذكر الله و من یفعل ذلك فاولئك هم الخاسرون» (منافقون 9)
ای كسانی كه ایمان آورده اید! اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نكند و كسانی كه چنین كنند زیانكارانند.
نحوه برخورد با همسران و فرزندان خطاكار
«یا ایها الذین آمنوا ان من ازواجكم و اولادكم عدواً لكم فاحذروهم و ان تعفوا و تصفحوا و تغفروا فان الله غفور رحیم» (تغابن 14)
ای كسانی كه ایمان آورده اید! تحقیقاً بعضی از همسران و فرزندان شما دشمنان شما هستند پس از آنها در بیم و هراس باشید و اگر عفو كنید و از خطاهای آنان چشم پوشی نمایید و آنها را ببخشید (نتیجه بهتری خواهید گرفت) زیرا خداوند بخشنده و مهربان است.
در این آیه شریفه پنج كلمه محوری وجود دارد كه ابتدا با استفاده از مفردات راغب اصفهانی معانی آنها را بیان نموده و سپس نتیجه گیری می كنیم:
كلمه اول: عدو «عدواًلكم»
العدو: تجاوز و درگذشتن از حد است كه با التیام منافات دارد یعنی با بهبودی بخشیدن و سازگاری دادن میان دو چیز تفاوت دارد.
عدو دو گونه است: 1. عداوت به قصد دشمنی و خصومت 2. دشمنی و عداوتی كه از روی قصد نباشد بلكه حالتی به او دست می دهد كه اذیت می شود و همان گونه كه از دشمنان مورد اذیت و آزار قرار می گیرد.
كلمه دوم: حذر «فاحذروهم»
حذر: دوری كردن از چیزی ترسناك و هراس آور است.
كلمه سوم: عفو «و ان تعفوا»
عفوت عنه: قصد از بین بردن گناهش را نمودم كه از انجام آن برگردد. پس عفو: دور شدن از گناه است.
كلمه چهارم: صفح «واصفحوا»
الصفح: درگذشتن و نكوهش نكردن است «فاعفوا واصفحوا حتی یاتی الله بأمره» (بقره 109)
صفحت عنه: یا از او چشم پوشی كردم و از گناهش درگذشتیم یا او را رو در روی دیدم و از او دوری كردم یا از صفحه كتابی كه گناهش را در آن ثبت كرده بودم درگذشته و به صفحات دیگر پرداختم.
كلمه پنجم: غفر «وتغفروا»
الغفر: بیم و ترس و آنچه كه انسان را از پلیدی و آلودگی مصون می دارد.
اغفر ثوبك فی الوعاء: لباس را در ظرف شستشو كن تا ریم و چركش دور شود.
غفر له: وقتی است كه در ظاهر از او درگذرد هر چند كه در باطن بر او اعتمادی نكرده و از او درنگذشته است.
اقسام همسران و فرزندان
در قرآن كریم دو نوع همسر و فرزند مطرح شده است:
1. همسران و فرزندانی كه سبب چشم روشنی هستند. این قسم در آیه 74 سوره فرقان بیان شده است:
«والذین یقولون ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا قره اعین و اجعلنا للمتقین اماما- اولئك یجزون الغرفه بما صبروا و یلقون فیها تحیه و سلاما- خالدین فیها حسنت مستقرا و مقاما» (فرقان 74 تا 76)
و كسانی كه از خداوند چنین درخواست می كنند: پروردگارا از همسران و فرزندانمان مایه روشنی چشم ما قرار ده و ما را برای پارسایان پیشوا قرار ده- آنها هستند كه درجات عالی بهشت در برابر شكیبائیشان پاداش قرار داده شده و در آن با تحیت و سلام همدیگر را ملاقات می كنند. در حالی كه در آن جاودانه هستند، چه قرارگاه و محل اقامت نیكویی!
2. همسران و فرزندانی كه دشمنی می كنند كه در آیه 14 سوره تغابن مطرح شده است:
بحث ما در این مقاله نوع دوم است كه تحت عنوان راه كارهای قرآنی برای تعامل و مواجه با همسران و فرزندان نااهل آن را مطرح می كنیم.
براساس آیه 14 تغابن نكات ذیل استفاده می گردد.
دشمنی زنان و فرزندان نااهل بر محور ایمان است: خداوند مؤمنان را خطاب قرار داده است و از جمله «عدو لكم» استفاده می شود كه فاصله و تضادی كه میان آنان و مؤمنین ایجاد می شود اختلافات خانوادگی معمول نیست بلكه اختلاف دینی است یعنی همسران و یا فرزندان نااهل رفتارهایی خلاف ایمان به خدا انجام می دهند. از راه كارهایی كه خداوند بیان فرموده است چنین استفاده می گردد كه منظور از عدو معنای دومی است كه در مفردات راغب آمده است و به معنای اول یعنی عداوت به قصد دشمنی و كینه توزی نیست و لذا می فرماید: «عدو لكم» نه «عدو علیكم» و الا اگر چنین بود جنگ و مقابله با آنها لازم است و دستور جهاد فی سبیل الله بر علیه دشمنان دین شامل همسران و فرزندان محارب نیز می شود و لذا امیرالمؤمنین می فرماید: «و لقد كنا مع رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نقتل آباءنا و ابناءنا و اخواننا و اعمامنا و ما نزیدنا الا ایماناً و تسلیماً و مضیاً علی اللقم و صبراً علی مضص الألم و جداً فی جهاد العدو» (نهج البلاغه خطبه 56)
در ركاب پیامبر خدا (ص) بودیم و با پدران و فرزندان و برادران و عموهای خود جنگ می كردیم كه این مبارزه جز بر ایمان و تسلیم ما نمی افزود و ما را در جاده وسیع حق و صبر و بردباری برابر ناگواری ها و جهاد و كوشش برابر دشمن ثابت قدم می ساخت.
علاوه بر این با خطاب «یا ایهاالذین آمنوا» جهت عداوت روشن می شود و آن تعارضی است كه همسران و فرزندان نااهل با مؤمنین در عمل ایمانی دارند. این عداوت مربوط به مسائل عادی و اختلافات نظری و سلیقه ای نیست بلكه مربوط به مسائل دینی و اختلافات اعتقادی است به عنوان مثال همسر یا فرزند نماز نمی خوانند و یا رعایت محرم و نامحرم را نمی كنند و یا زن نسبت به مرد و یا مرد نسبت به زن خیانت می كند و یا فرزند با دوستان ناباب رفاقت می كند و به حرف پدر و مادر خود گوش نمی دهد و امثال آن.
راه كارهای مواجهه با همسران و فرزندان نااهل
راه كار اول. حذر
با توجه به ضرر و زیانی كه فرزندان و همسران نااهل برای مؤمنان دارند باید نگران و ترسان بود یعنی اولین راهكاری كه خداوند برای مواجهه و مقابله با آنان می فرماید این است كه آنها از حیث مادی و معنوی زیان ها و خسارات جدی به خانواده وارد می كنند هم كسب و درآمد خانواده را به هدر می دهند و هم عزت و آبروی خانواده را مورد هتك قرار می دهند و از همه مهمتر خود را ضایع می كنند و این بزرگترین ضربه به خانواده است بنابراین باید حساس بود و تسلیم آنها نباید شد و مؤمنان از آنها باید برحذر باشند یعنی دائما باید با امر به معروف و نهی از منكر با آنها تعامل نمایند. یعنی باید از بیم و هراس نسبت به آسیب هایی كه آنها به خانواده می زنند ایمن نبود و تحت مواظبت مستمر باشند و لذا خداوند به پیامبر اكرم (ص) دستور می دهد كه از اهل كتاب برحذر باش مبادا تو را از بعضی احكام الهی منحرف سازند.
«و احذرهم أن یفتنوك عن بعض ما انزل الله الیك» (مائده 49)
راه كار دوم. عفو
«عفو» بنابر آنچه از مفردات راغب نقل شده، عبارت از بخشش و گذشتی است كه در آن اصلاح طرف مقابل از خطا و سیئه مورد نظر باشد و بر این اساس در آیه 40 سوره شوری؛ عفو همراه با اصلاح عامل پاداش الهی مطرح شده است:
«و جزاء سیئه سیئه مثلها فمن عفی و اصلح فاجره علی الله انه لایحب الظالمین»
«كیفر بدی، مجازاتی است همانند آن اما اگر عفو و اصلاح كند پاداش او با خداست. خداوند ظلم-كنندگان را دوست ندارد.»
بر مبنای این آیه شریفه عفو باید با اصلاح طرف مقابل همراه باشد. پس اگر عفو نتواند طرف مقابل را اصلاح كند و یا بعد از عفو اقدام اصلاحی صورت نگیرد موجبات پاداش الهی فراهم نشده است. نمونه این حقیقت گذشت امام حسین (ع) از ناسزاگویی مردم شامی است كه موجب توجه و اصلاح او گردید و او را به محب اهل بیت (ع) تبدیل نمود و یا گذشت رسول خدا (ص) از ریختن خاكستر بر روی آن حضرت توسط آن شخص یهودی توام گردید با عیادت كه امر اصلاحی بود و سبب توبه و ایمان آوردن آن یهودی شد. بنابراین راه كار دوم صرفا به معنای گذشتن از كارهای خلاف همسران و فرزندان نااهل نیست بلكه عفو و گذشتی دارای ارزش است كه موجب اصلاح آنها گردد والا اگر عفو و گذشت موجب جری شدن هرچه بیشتر آنان گردد، این عفو و گذشت ارزشی ندارد.
راه كار سوم. «صفح»
«صفح» به معنای گذشت توام با اغماض و چشم پوشی و تغافل است یعنی برخی خطاها را نباید به روی آنان آورد زیرا سبب جری تر شدن آنها و تثبیت آن خطاها در شخصیت آنان می شود.
لذا در مفردات راغب صفح گذشتی كه توام با ملامت نباشد معنا شده است و این مفهوم مستلزم آن است كه تغافل و چشم پوشی از خطا شود. بنابراین «عفو» و «صفح» در مفهوم گذشت مشترك هستند با این تفاوت كه «عفو» توام با به رو آوردن خطاست اما «صفح» گذشت و اغماض با به رو نیاوردن است اما در عین حال هم در «عفو» و هم در «صفح» جنبه اصلاحی نسبت به خطاكار وجود دارد.
و بر این اساس خداوند به پیامبرش دستور می دهد:
«ان الساعه لاتیه فاصفح صفح الجمیل- ان ربك هو الخلاق العلیم» (حجر 85 و 86)
روز قیامت قطعا فرا خواهد رسید پس از آنها به طور شایسته تری صرف نظر كن (و آنها را بر نادانی هایشان ملامت نكن) به یقین پروردگار تو آفریننده آگاه است.
«ان ربك هو الخلاق العلیم» به نوعی استدلال برای امر به تغافل و اغماض بزرگوارانه است و می خواهد بفهماند كه اولا این صفح جنبه تربیتی دارد چون از جانب رب دستور داده شده است و ثانیا خداوند دارای خلاقیت و علم است كه راه كار صفح جمیل را خلق كرده است و این راه كار بر علم مبتنی است.
امام علی (ع) می فرماید: «ان العاقل نصفه احتمال و نصفه تغافل» (غررالحكم 2378 میزان الحكمه)
نصف عقلانیت عاقل ظرفیت داشتن است و نصف دیگر آن خود را به غفلت زدن است.
آن حضرت درباره جایگاه تغافل در اخلاق می فرماید:
«اشرف اخلاق الكریم تغافله عما یعلم» (همان منبع حدیث 3256) شریف ترین اخلاق انسان كریم و بزرگوار بی خبر وانمود كردن خود است از آنچه كه می داند.
امام زین العابدین (ع) در وصیت به فرزندش می فرماید:
«یا بنی ان صلاح الدنیا بحزا فیرها فی كلمتین: اصلاح شأن المعایش ملء مكیان ثلثاه فطنه و ثلثه تغافل لان الانسان لا یتغافل الا عن شیء قد عرفه و فطن له» (مستدرك الوسائل ج 9 ص 38، میزان الحكمه)
بدان فرزندم كه درست شدن دنیا در همه ابعادش در دو كلمه است:
اصلاح معیشت پیمانه ای است تمام كه دو سوم آن هوشمندی و یك سوم آن تغافل است زیرا انسان وانمود به بی خبری نمی كند مگر از چیزی كه آن را می داند و متوجه آن است.
راه كار چهارم. «غفر»
«غفر له» همانگونه كه گذشت در مفردات راغب به معنای گذشت ظاهری است اما در باطن اعتماد نكردن و نگذشتن است و «غفر» به معنای بیم و ترس و آنچه انسان را از پلیدی و آلودگی مصون می دارد و «غفر ثوب» لباس را شستشو دادن برای پاك شدن از چرك است. بنابراین غفران از جانب انسان نوعی گذشت است اما در دل باید بنا را بر عدم گذاشت بگذاریم و بر طبق آن تدبیر و برنامه ریزی و تصمیم بگیریم.
براین اساس خداوند در وصف مومنان متوكل به خدا در آیه 37 سوره مباركه شوری می فرماید:
«و اذا ماغضبوا هم یغفرون»
و هنگامی كه خشمگین می شوند گذشت می كنند.
آنچه مسلم است خشم در درون انسان باقی می ماند و خشم فرو خورده می شود یعنی «الكاظمین الغیض» می شود. به عنوان مثال امیرالمؤمنین (ع) در جنگ با عمرو بن عبدود به واسطه آب دهانی كه بر صورت حضرت انداخت خشمگین گردید اما خشم خود را با اندكی قدم زدن فرو برد و بعداز این او را به جهنم واصل كرد.
براین اساس «غفر» از طرف انسان بدین معناست كه به ظاهر از خطای آنان در می گذریم اما در باطن به فكر چاره جویی برای پاك كردن آنان از آن خطا برمی آییم. برخلاف عفو كه اصولا از خطا كامل گذشت می شود و كدورتی از آن در دل نگه نمی داریم. بنابراین «عفو» و «صفح» و «غفر» در عین حال كه هرسه به معنای گذشت است اما عفو گذشتی است كه كدورت در دل گرفته نمی شود اما باید توام با یك عمل اصلاحی باشد و اما صفح به معنای گذشت توام با تغافل و اغماض است و «غفر» به معنای گذشت ظاهری است اما كدورت را در دل حفظ می كنیم و براساس آن تصمیم گیری می كنیم.
تبصره ای مهم
آنچه مهم است توجه به این نكته است كه خطاهایی را كه همسران و فرزندان نااهل مرتكب می شود باید دسته بندی كرد و تشخصی داد كدام را باید مورد «عفو» و كدام را مورد «صفح» و كدام را مورد «غفر» قرار داد.
به نظر می رسد خداوند در قصه حضرت یعقوب (ع) و حضرت یوسف (ع) و برادرانش هر سه مورد را مطرح فرموده است. تردیدی نیست كه برادران حضرت یوسف (ع) از مصادیق فرزندان نااهل می باشند كه خطای بزرگی در سر به نیست كردن حضرت یوسف مرتكب شدند. حضرت یعقوب اولا آنها را مورد عفو قرار داد و با صبر جمیل زمینه را برای اصلاح آنان فراهم ساخت و لذا فرمود: «قال بل سولت لكم انفسكم امرا فصبر جمیل و الله المستعان علی ما تصفون»
ثانیا با اینكه یقین داشت كه آنها صحنه سازی كرده اند اما به روی آنان نیاورد و لذا نسبت كذب را به آنها نداد و ثالثا به ظاهر از آنها گذشت اما باطنا در غم حضرت یوسف همیشه گریان بود و آنها را تشویق به جستجو برای یوسف می كرد.
راه كار پنجم. «غفران و رحمت خداوند»
خداوند تدبیر در مقابل همسران و فرزندان نااهل را دو بخش كرده است یك بخش وظیفه مومنان است كه در حوزه حذر، عفو، صفح و غفر است و بخش دوم نقش خداوند در اصلاح امر خانواده است و لذا با «ان» شرطیه مطرح فرموده یعنی اگر شما مومنان در مواجه با همسران و فرزندان نااهل این چهار امر را انجام دهید خداوند غفران و رحمت خود را نسبت به شما انجام می دهد.
«فان الله غفور رحیم» یعنی خداوند خطاهای شما و یا فرزندان شما و همسران را كه موجب این مشكل و معضل شده است از میان برمی دارد و رحمت خاصه خود كه اصلاح امور و باز كردن گره معضل و مشكلات است را انجام می دهد. لذا خداوند در آیه 109 سوره بقره می فرماید: «فاعفوا و اصفحوا حتی یأتی الله بامره ان الله علی كل شیء قدیر» گذشت و اغماض كنید تا امر خداوند بیاید زیرا خداوند به هرچیزی قادر است.
برچسب ها: مقاله قرآنی، مقاله ای برخورد با فرزند وهمسر،
[ پنجشنبه 17 اسفند 1391 ] [ 05:25 ب.ظ ] [ حافظان وحی ] [ برای حافظان وحی ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
Online User
کد پیغام خوش آمدگویی ایکا - چهره های قرآنی

ایکا، مرکز فعالیت های قرآنی جوانان کشور قرآن، قران، گلستان قرآن، قاری، قرائت، تلاوت، ترتیل، دانلود، فرقان، عکس قرآن، استاد، آموزش، خبر، مقاله، محفل، محافل، جلسه، جلسات، ,مصطفی اسماعیل,عبدالباسط,شعبان صیاد,محمد رفعت,اللیثی,شعیشع,حکیم عمران,طه الفشنی,متولی عبدالعال,نفشبندی,ابراهیم شعشاعی,عبدالفتاح شعشاعی,علی محمود,سعید مسلم,شحات محمد انور,محمود رمضان,فتحی قندیل,سعید زناتی,بسیونی,طاروطی,غلوش,محمد صدیق منشاوی,محمود صدیق منشاوی,احمد عامر,احمد شبیب,جواد فروغی,پورزرگری,قاسم رضیعی,پرهیز کار,احمد بوالقاسمی ,کریم منصوری,سعید طوسی,حامد شاکر نژاد,حمید شاکر نژاد,قرآن,قران,تلاوت,ترتیل,دانلود,دانلد

×
لاَ عِلْمَ لَنَا اِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا

ما علمی نداریم مگر آن كه تو به ما یاد دادی
سوره بقره آیه ۳۲